| قلبهای بازی گوش.. | |||||||||
![]()
... و در آخر تشكر ميكنم از تمامي دوستان عزيزم که نظر خود برام ارسال می کنن ايميل من one_b00se_f0r_y0u@yahoo.comدر انتظارپيامها و نظرات شماست. دوستدار شما حمید رضا | |||||||||
همراه با فرماه
| قلبهای بازی گوش.. | |||||||||
![]()
... و در آخر تشكر ميكنم از تمامي دوستان عزيزم که نظر خود برام ارسال می کنن ايميل من one_b00se_f0r_y0u@yahoo.comدر انتظارپيامها و نظرات شماست. دوستدار شما حمید رضا | |||||||||

یک بوسه زلبهای تو در خواب گرفتم![]()
گویی گل از چشمی مهتاب گرفتم![]()




سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خستم
یادت نمی یاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم
نشکن دلمو به خدا آهم میگیره دامنتوعاقبت یه روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پر ازیه نقرین سینه سوخت
نگو بی خبری نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کاره این دل عاشق شب و روز
دیوونه نکن دلم وآهم میگیره دامنتوعاقبت یه روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پر ازیه نقرین سینه سوخت
نگو بی خبری نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کاره این دل عاشق شب و
روز





|
مسافر |
|
دلم مي خواهد بر بال هاي بادبنشينم و آنچه راكه پروردگار جهان پديد آورده زير پا گذارم تا مگر روزي به پايان اين درياي بي كران رِسَم و بدان سرزمين كه خداوند سر حدّ جهان خلقتش قرارداده است فرودآيم. از هم اكنون در اين سفردور و دراز ستارگان را با درخشندگي جاوداني خود مي بينم كه راه هزاران ساله را در دل افلاك مي پيمايند تابه سرمنزل نهاييِ سفر خودبرسنداما بدين حداكتفانميكنم وهمچنان بالاتر مي روم. بدانجا مي روم كه ديگرستارگان فلكرا در آن راهي نيست. |
|
مادر!! |
|
اي اسوه پايداري، اي عصاره صبر و استقامت، آنگاه كه پنجره نور بسوي من بازشد ، من درميان نگاه ها چشم هاي تو را ديدم. آنگاه كه در گوشم اذان مي گفتي، من محرابم را سجاده عشقت كردم. آنگاه كه تو چشم در چشمم دوختي، و از شير جانت به من دادي، تو را الهه آسماني ديدم. آنگاه كه مانند پروانه به دورم مي گشتي وپرهايت مي سوخت وآهنمي شكيدي من عاشقت شدم؛ و ديوانه وار نگاهت مي كردم.وحال چگونه من اين همه عظمت را به خاك بدهم،و تنها هديه ام به تو اشك هايم باشد.
|
|
درد دلی با دوستان |
با اینکه نمی دونم منو می خوای یا نه بازم دلم برات تنگ شده دلم می خواد یه بار هم که شده بشینم روبروت و به چشای قشنگت زل بزنم وچشماتو ببندم و دستاتو بگیرم و واسه همیشه کنارت بمونم اما...................... نمی دونم چه جوری بهت بگم بابا منم آدمم دوست دارم دیوونتم ! می خوامت آهای آدمای دنیا !! من یه پسرم !! یه پسری که یه دختر رو به اندازه تموم دنیای خدا دوست داره دیوونشم به خدا نمی تونم فراموشش کنم به نظر شما این پسر دیوونه هست؟
|
|
درد دل دختراي دمبخت |
|
خونه بابا نون و پسه خونه شوهر غم و غصه خونه بابا نون و حلوا خونه شوهر همش دعوا خونه بابا نون و انجير خونه شوهر غٌل و زنجير خونه بابا نون و ليمو خونه شوهر شديم بي مو خونه بابا نون و آلو خونه شوهر همش جارو خونه بابا نون و خيار خونه شوهر بي اختيار خونه بابا نون و آلو خواهر شوهر عين زالو خلاصه... خونه بابا عشق و شادي خونه شوهر بچه بازي
|

امید وارم تا اینجای وبلاگم راضی باشید.
حمیدرضا![]()
بی تو ای
بی تو ای روشنگر شبهای من
بوسه می زد ناله بر لبهای من
در بلور اشک من یاد تو بود
در سکوت سینه فریاد تو بود
مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
پرده های ساز آهنگ تو داشت
تو شادی گذشتمی، بخت سعید رفتمی
تو این هیاهوی غریب، بهونه قشنگمی
گفتی نگو دوست دارم، حرفتو باور ندارم
اشتباه می کنی باز هم اشتباه می کنی باز هم
دوسِت دارم من به خدا، قدر تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون، یه شب دیگه پیشم بمون
چرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو
چرا تو تنها می ذاری دستهای سرد خستمو
بیا که با صدای تو، مهر سکوت رو می شکنم
هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد می زنم
دوسِت دارم من به خدا، قدر تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون، یه شب دیگه پیشم بمون
-----------------------------------------------------------------به من آنكه بدي آموخت توبودي
به من آنكه بدي آموخت توبودي توبودي توبودي
منوآتيش زدوخودسوخت توبودي توبودي توبودي
آنكه باتيربه زهرآلوده عشق
دل وديدموبه هم دوخت توبودي
آنكه باشعبده بازي وبه نيرنگ
پرپروازمنوسوخت توبودي
آخراين قصه ماازخودماازابتداپيدابودنيرنگ بودرويابود
دشمن ماازخودماهرلحظه بين مابودازمابودبامابود
----------------------------------------------------------------------------
|
امان از دل عاشق |
![]() |

|
_______*##### |
با نظرات سبز خود گل های سرخ را آبیاری کنید
هنوزم در پی اونم
که اشکامو روی گونم
با اون دستای پر مهرش
کنه پاک و بگه جونم
بگه جونم نکن گریه منم این جام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو می خوای
منم ای گل تو رو می خوام
در تو چون روح تو گم مي شوم ،آري پس از اين
تا مرا مثل خودت دوست بداري پس از اين
دستهايت را ، بي دغدغه بايد با من
گوشه باغچه خانه بکاري پس از اين
همه گفتند که عاشق نشو حالا که شدي
بايد اين مرحله را تاب بياري پس از اين
بهترين کار همين است که تو نيز چو من
همه را با خودشان ، وابگذاري پس از اين
دست من رو شده و فال مرا هم خواندي
پس ، مرا باخته بايد بشماري پس از اين
برد با توست ، همين ! با لبخندي مغرور
مي تواني بنشيني به کناري پس از اين
پيش از آني که من و تو سفر از خويش کنيم
عهد کن ، باز مرا دوست بداري پس از اين
یه دختر تنها یه حسرت دیدار
یه آسمون غربت یه گریه با گیتار
یه عکس رویایی تو یه آلبوم قرمز
دستم تو دست تو بدون تو هرگز
می گم تورو کم دارم می گم
می گم یه عالم غم دارم می گم
آره منم بی قرارم یه دنیا چشم انتظارم
مث چشای تو هر شب کنار عکسات بیدارم
دل منم برات تنگ شده
کی گفته دل من از سنگ شده
معلومه طاقت ندارم اشک تو رو دربیارم
می گم توروکم دارم می گم
می گم یه عالم غم دارم می گم
تمام نامه هاتو خوندم
کنار عکسات نشوندم
تک تک حرفاتو نوشتم
هدیه ی اردیبهشتم
دل منم برات تنگ شده
کی گفته دل من از سنگ شده
معلومه طاقت ندارم اشک تو رو دربیارم
می گم توروکم دارم می گم
می گم یه عالم غم دارم می گم
مریم
نمی دانم......
نمی دانم ....
نمی دانم ...
شاید در کوچه پس کوچه های مهربانی
درخیابان تنهائی
هنگام عبور از گلفروشی بتوانم
نگاهت راپیداکنم.
نمی دانم ...
شاید در میان عکسهای آلبوم عکس
یا در میان لانه پرندگان
یا در نگاه معصومانه گنجشک بتوانم
تو را پیدا کنم.
نمی دانم ...
شاید در کوچه بهار
هنگام تماشای پاییز
وقت عبور پرستو بتوانم
عشقم راتماشاکنم.
نمی دانم ...
شاید هنوز هم در خیال خود بتوانم تو را با دسته گلی زیبا
در کنار گل شمعدانی
در آغوش مهربانی
با یک سبد لبخند
پیدا کنم.
پیدایت کنم و بگویم
نرو
دیوونه ی نگات شدم عاشق خنده هات شدم
شونه برای گریه هات من خاک زیر پات شدم
تو اون فرشته ی خدا که اومدی از قصه ها
اون که از اولین نگاه عشق و با من کرد آشنا
نرو نگو نمی شه بمون واسه همیشه
نرو نگو نمی شه بمون واسه همیشه
نگو که شاید باید جدا شیم
نگو نمی شه من و تو ما شیم
نگو که شاید قسمت همین بود
که با سکوت شب آشنا شیم
نگو شکستی عهدی که بستی
به اون خدایی که می پرستی
نگو که تنها گل بهارم
فط تو بودی فقط تو هستی
نرو نگو نمی شه
بمون واسه همیشه
نرو نگو نمی شه
بمون واسه همیشه
ما دو تا پرنده بودیم روی شاخه های تردید
اون دو تا چشم سیاهت همیشه بهم می خندید
توی شادی توی غمها دستمون تو دست هم بود
روزا آفتاب شبا مهتاب بارونم همیشه کم بود
اما اون روزی که رفتی بی خبر هم بی بهونه
حسی اومد توی قلبم گفت که پیشت نمی مونه
از همون روزی که رفتی بی قراره بی قرارم
توی قلبم هیچ کسی نیست سر رو شونه هاش بزارم
کاش می شد با هم بمونیم بدون ترس از زمونه
اما تو تنهام گذاشتی گفتی هیچ چیز نمی مونه
ما دو تا پرنده هستیم روی شاخه ها ی تردید
دیگه هیچ چشم سیاهی هیچ زمان بهم نخندید
1384/5/6
اولین عشقم تو بودی آخرین عشقم تو هستی
عشق دلم تازه می شه اسمتو وقتی می یارم |
تو صدای طپش قلب منی باور کن تنها بهانه ای واسه زنده بودنم باور کن
|
با این که دل شکسته ام منتظرت نشسته ام بیا که من به جز تو دل به کسی نبسته ام بمیرد آنکه غربت را بنا کرد |
تو که بودی دلم لبریز عشق بود تو که بودی همه جا عطر و بوی مهربانی داشت تو که بودی آسمان چشمهایم پر ستاره بود تو که بودی تمام چشمهایم عاشق هم بودند تو که بودی همه چیز فرق می کرد آری...اما حالا دیگر چشمهایم هم غریبی می کنند گوشهایم تاب شنیدن صدایی جز به دنبال رد پای تو را ندارند و حالا باید در انتظار دستهای شفا بخش تو باشم و همیشه چشم به راه آمدنت هستم.
|
دری دارم که دربانش تو هستی بدون قند چایی مثل زهره خوشا زهری که قندانش تو هستی
گلی که نقش بسته روی کاشی .منب مبادا تو به شعر من بخندی چرا که بنده هستم کمی ناشی! |





بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد
ما گذشتیم و گذشت انچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
اگر روزی کسی از من بپرسدکه دیگر قصدت از این زندگی چیست به او گویم که چون میترسم از مرگ مرا راهی به غیر از زندگی نیست


هر چه که هست
قصه ماتم قلب خسته منه
وقت خوابه دیگه نمی خوام قصه بگم
از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه
خودت که اینو خوب می دونی [s] عزیزم


نمی کشم نه دیگه نمی کشم منت مهتاب تو ماه منی
نمی چینم نه دیگه نمی چینم گل تو گلستان دلخواه منی
دور از تو دنیا همه رنج و غمه شکایت دل به قدر عالمه
عزیزم واسه تو دوست دارم خیلی کمه اگه ندو نستی بدون بی تو میمیرم نفس برای زندگی از تو می گیرم
اگه ندونستی بدون به عشق تو اسیرم
در یاد سیران عزیز
نظر یادتون نره
کلمه (دوستی).......تلخ ترین کلمه (جدایی)......دردناک ترین کلمه (خیانت).......بدترین کلمه
(تمسخر).......و آشناترین کلمه (تو)........

|
|

بی هيچ غرضی بر زبان ها جاری بود!
ای كاش از گفتن دوستت دارم،
از ترس سوءتفاهم ها و غلط انديشی ها باز نمی ايستاديم،
ای كاش محبت را بی هيچ چشمداشتی
حتی چشم داشت محبت،
به او كه دوستش داريم هديه ميداديم
ای كاش،
ای كاش...
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
شب سیاه ماتمم بی تو سحر نمی شود
سلام
شاید باز هم همان ملال همیشگی تو به سراغم آمده
اینبار فقط قطعه ای کوچک برایت می نویسم چون بغضم بیش از این امان نمی دهد
من تورا از کوچه های حسرت گرفته ام
از تمام شب های تنهایی
از لحظات تودرتوی دلهره
از عذاب دقایق بی کسی
از تمام سالهای ...............
بگذریم
یک کلام دوستت دارم
سلام
من که عین بعضی ها بلد نیستم طومار بنویسم اصلا نمیخواستم آپ کنم ولی دیدم این نمکپاش گفته وقتشه تازه یادم افتاد که ای بابا ما هم وبلاگی داریم که اندر آپ شدن منتظر ماست برای همین اومدم بگم اینقدر چت نکنید آخر عاقبتش این میشه(آخ عجب ضد حالی میشه).
با نظرات سبز خود گل های سرخ را آبیاری کنید